• 021 66570105-6

شاخص کلیدی عملکرد (KPI) چیست؟

 

شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) ابزاری قدرتمند هستند که به رشد شرکت یا کسب وکار کمک می کنند. برای استفاده موثر از شاخص کلیدی عملکرد ابتدا باید درک کنیم KPI چیست و چه چیزهایی نیست. KPI مخفف کلمه Key Performance Indicator و به معنای شاخص کلیدی عملکرد می‌باشد.

به طور ساده می‌توان گفت که KPI روشی برای سنجش میزان خوب بودن عملکرد افراد و یا در سطح کلان‌تر میزان خوب بودن عملکرد سازمان و یا یک واحد سازمانی است. KPI به ما در درک میزان خوب بودن عملکرد سازمان، واحد سازمانی و افراد در مقایسه با اهداف کمی و کیفی راهبردی تعریف شده برای هر یک کمک خواهد کرد.

به بیان دیگر یک شاخص کلیدی عملکرد سنجه (یا Metric) ای است که نمایش می دهد یک کسب وکار یا تیم در دستیابی به اهدافش چگونه عمل می کند. شاخص های کلیدی عملکرد به عنوان مقصد (Targets) یا محک (Benchmark) نسبت به اهداف کسب وکار می باشند.

یک شاخص کلیدی عملکرد (KPI) یک سنجه (متریک) است که در درک چگونگی دستیابی به اهدافتان کمک می کند.

 

یک مثال ساده برای درک مفهوم KPI

یک قایق بادبانی را در نظر بگیرید که می‌خواهد تعدادی مسافر از شهر A به شهر B ببرد. هدف این سفر، رساندن مسافرین و تعدادی محموله‌های باری ظرف مدت ۱۰ روز می‌باشد. در گام اول، کاپیتان و خدمه کشتی نیاز به اطلاعاتی پیرامون ناوبری کشتی خواهند داشت تا بتوانند برنامه و نقشه راه سفر خود را همسو با آن طرح‌ریزی نمایند. در این مثال KPI مفید می‌تواند داده‌های مکانی GPS، سرعت متوسط، سطوح سوخت کشتی، اطلاعات آب و هوایی و … باشد. این شاخص‌ها به تیم کمک خواهد کرد که وضعیت خود را درک کنند و بدانند که آیا همسو با برنامه ارائه شده برای سفر در حرکتند یا خیر و نیز به آنها کمک خواهد کرد تا بتوانند تصمیمات مقتضی را پیرامون ادامه سفر اخذ نمایند.

 

چالش های انتخاب KPI

چالشی که بسیاری از سازمان‌ها با آن روبه‌ رو هستند انتخاب صحیح KPI از میان فهرست هزاران شاخص می‌باشد. انتخاب اشتباه KPI این خطر را برای سازمان ایجاد می کند که آن را در مسیر اشتباهی قرار دهد و آن ها را تشویق به حصول چیزی کند که هیچ پیشرفتی برای آن ها حاصل نخواهد کرد. این را به خاطر داشته باشید که دلیل اهمیت KPI همسویی آن با اهداف راهبردی سازمانی و سنجش آن ها می‌باشد و اگر اشتباه انتخاب شوند مخاطره عدم تحقق اهداف سازمانی را به وجود خواهند آورد.

مشکلی که بسیاری از مدیران با آن مواجه هستند در این است که در بسیاری از سازمان‌ها حجم وسیعی از داده‌ها که سنجش آن آسان است، جمع‌آوری می‌شود و مدیران بدون داشتن هیچ دیدی و در حالی که تشنه اطلاعات مناسب می‌باشند، در آن ها غرق می‌شوند. مدیران اثربخش به خوبی این نکته را درک کرده‌اند که با فهم دقیق ابعاد کلیدی عملکرد شرکت و تعیین KPI دقیق و حیاتی برای آن ها می‌توان عملکرد شرکت را به طور کارا و مفید تحت کنترل درآورد. به عنوان مثال یک دکتر می‌داند که با سنجش ضربان قلب، فشار خون، کلسترول و … می‌تواند وضعیت سلامت و حال عمومی بیمار خود را در گام اول تشخیص دهد.

با تحقیق پیرامون شاخص‌های کلیدی شرکت‌ها و سازمان‌ها بدون توجه به نوع کسب‌وکار و اندازه آن ها، این نتیجه متصور است که بسیاری از شاخص‌ها میان آن ها مشترک است و برخی از شاخص‌ها که خاص نوع کسب‌وکار آن ها است، متفاوت خواهد بود. در ادامه فهرست برخی از مهم ترین شاخص‌ها که در بسیاری از سازمان‌ها کاربرد خواهد داشت و سنجش آن ها به پیشرفت عملکرد سازمان کمک خواهد کرد، اشاره خواهد شد.

نتایج فقط به شما می گویند که چه اتفاقی افتاده است، نه این که چرا اتفاق افتاده است.

 

تفاوت KPI و KRI چیست؟

وقتی شرکت ها تصمیم می گیرند عملکرد را پیگیری کنند، بلا استثنا شروع به اندازه گیری نتایج می کنند. این یک رویکرد نادرست است. نتایج فقط به شما می گویند که چه اتفاقی افتاده است، نه این که چرا اتفاق افتاده است. شما می توانید نتایج کار خود یا اقدامی که باعث این نتایج می شود را برای سنجش انتخاب کنید. KPI ها یا شاخص های کلیدی عملکرد را باید برای دنبال کردن چیزهایی که مستقیما به اقدامات ویژه یا فعالیت ها مربوط می شوند استفاده کرد، نه برای نتایج نهایی. درآمد، سود و تعداد مشتریان را نباید به عنوان شاخص کلیدی عملکرد به کار گرفت. این موارد نتیجه تعدادی از فعالیت ها هستند، بنابراین اقدام خاصی را نشان نمی دهند.

گاهی این رویکرد ناشی از دیدگاه است. مدیر کل یک باشگاه فوتبال به نتایج که به صورت پیروزی سنجیده می شود، علاقه دارد. اما مربی تیم فوتبال نیاز دارد تا یک سری اقدامات را دنبال کند تا مطمئن شود که فعالیت های بازیکنان درست است.

ممکن است از بازیکنان تیم خواسته شود شوت های بیشتری به سمت دروازه بزنند، بیشتر پاس کاری کنند و بیشتر دفاع کنند. همه این اقدامات انفرادی را می توان دنبال کرد و سنجید. اگر این اقدامات بهبود پیدا کند به احتمال زیاد نتایج بهتری در پی خواهد داشت. تضمینی نیست ولی بهتر است به جای تمرکز بر نتایج، روی فعالیت ها تمرکز کنیم. پیروز شدن یک شاخص کلیدی نتیجه (Key Result Index) است و اقدامات با شاخص کلیدی عملکرد (KPI) مناسب قابل پیگرد است. اگر شاخص های کلیدی عملکرد را بهبود بدهید پیروزی خودش اتفاق می افتد.


به اعداد مختلف که فقط یک متریک هستند برچسب KPI نزنید.

باید فقط روی آن هایی تمرکز کنیم که برای موفقیت کسب وکارمان حیاتی هستند

 

ویژگیهای ضروری یک KPI

1- هر KPI یک هدف خاص را اندازه‌گیری می‌کند.
2- هر KPI را باید بتوان در یک محدوده و دوره‌ی زمانی مشخص اندازه‌گیری کرد به طوری که بتواند گویای پیشرفت در کار باشد.
3- شاخص کلیدی عملکرد باید مستقیما با کارهای انجام شده در سازمان مرتبط باشد و نه با نتایج کارهای انجام‌شده.
4- بهترین KPIها آن­‌هایی هستند که می‌توان با سطحی منطقی از تلاش آن­‌ها را به دست آورد. در واقع شاخص‌های کلیدی عملکرد نباید خیلی دور از دسترس باشند

 

چند مثال از KPI

- «شاخص رضایت کارمندان» برای بخش‌های مدیریتی مختلف سازمان (خصوصا بخش مدیریت منابع انسانی) می‌تواند یک شاخص کلیدی عملکرد مناسب باشد.
- در یک کسب‌وکار ، «درصد فروش به مشتریانی که فراموش شده بودند» می‌تواند یکی از شاخص‌های کلیدی عملکرد باشد.
- در یک مدرسه ممکن است شاخص «نرخ دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل با نمره بالاتر از 15» مورد توجه باشد.
- در بخش پاسخگویی مشتریان «درصد مشتریانی که در دقیقه اول به آن‌ها پاسخ داده می‌شود» می‌تواند یک KPI باشد.
- در یک موسسه خیریه مردم نهاد، «تعداد خیرین جدیدی که طی یک سال به سازمان کمک کرده‌اند» یک KPI است.

  • تهران، میدان توحید، خیابان پرچم، نبش کوچه کاظم بیگی، پ69، واحد5
  • 021-66575105-6
  • 021-66576188
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ارسال پیام

  ایمیل ارسال نشد !   Your email has been sent.
بالا